من دلم میخواهد، خانه ای داشته باشم پر دوست /
بر درش برگ گلی می کوبم/

روی آن با قلم سبز بهار، می نویسم ای یار/
خانه دوستی ما اینجاست /
تا که دیگر نپرسد سهراب ، خانه دوست کجاست؟!

محمد

جستجو

 

پنجاه هزار امضا ، تا یک میلیون امضا باقیمانده است.

چهارشنبه 8 آبان 1387   01:55 ب.ظ


نوع مطلب : مطالب خواندنی ،

گوش شیطان کر ! سرانجام اعتراض به به‏کارگیریِ نام مجعول برای «خلیج فارس» در گوگل‏ارت، تا بامداد روز جمعه ، دوازدهم مهر 87 به 950هزار امضا رسیده است. یعنی بعد از هشت‏ماه حالا دیگر فقط 50000 امضا کم داریم ! بی‏شک ما ایرانی‏ها مردمان عجیبی هستیم؛ از یک سو عرب‏ستیزترین ملتِ گیتی هستیم و از طرف دیگر، گذرنامه‏های تک‏تک‏مان ممهور است به مُهر سفارت امارات متحده‏ی عربی در جوانی و عربستان سعودی در پیری ! از آن طرف دم زدن از وطن‏پرستی و تمدن دوهزاروپانصدساله‏مان گوش فلک را کر کرده، و از این طرف به‏سختی توان گردآوریِ یک‏میلیون امضا برای جلوگیری از تغییر نام خلیج‏فارس را داریم؛ و در همان حال به‏راحتی یک‏میلیون پیامک در دو ساعت برای عادل فردوسی‏پور و برنامه‏اش می‏فرستیم. واقعاً مسامحه‏کار و بی‏خیال شده‏ایم
...
اگر کسی را سراغ دارید که هنوز این اعتراض را امضا نکرده، برای جمع کردنِ این پنجاه‏هزار امضای باقی‏مانده این نشانی و ضرورت و اهمیتِ این کار را به او یادآور شوید

http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html

برگرفته از متن یك ایمیل


نوشته شده توسط : محمد

موسیقی فقط موسیقی ایرانی

پنجشنبه 25 مهر 1387   12:08 ب.ظ


نوع مطلب : مطالب خواندنی ،

موسیقی ایرانی چقدر موسیقی پرمحتوا و اصیلی است در آن بیش از اینکه به آهنگ و نت توجه شود به محتوای شعر و پیامی که توسط آن ارائه می شود توجه شده است . پیامی موسیقایی که با زیبایی خاصی که از موسیقی سنتی می گیرد در روح و جان شنونده نفوذ می کند. موسقی سنتی ترکیبی است از صدای انسان و سازهای ایرانی که صدایی طبیعی و سازگار با طبیعت و روح انسان دارند .

برخلاف موسیقی غربی (راک ، متالیکا و...) که بیشتر تکیه بر روی ساز و آهنگ است ، موسیقی ایرانی کلام محور است . موسیقی های جدید غربی که کار دستگاههای الکترونیکی است در اکثر اوقات  با خودش آرامش به همراه نمی آورد ، محتوایش ضعیف است و گاهی بدترین اشعار و مطالب در آن گنجانده می شود (مانند موسیقی! های رپ که جدیدا می شنویم و در آنها کلمات رکیک و زشتی به کار رفته است! .)

 

حسین علیزاده در كنسرت 1384 - با تشكر از وبلاگ كرشمه بابت ارسال عكس


نوشته شده توسط : محمد

قدرت اندیشه

یکشنبه 7 مهر 1387   12:09 ب.ظ


نوع مطلب : داستان های پندآموز ،

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.

تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود .

پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد : 

پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم .

من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد.

من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .

دوستدار تو پدر

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :

پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .

4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند .

پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟

پسرش پاسخ داد : پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .


نوشته شده توسط : محمد

لیوان را زمین بگذار

چهارشنبه 20 شهریور 1387   12:08 ق.ظ


نوع مطلب : داستان های پندآموز ،

استادی درشروع کلاس درس ، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند.بعد از شاگردان پرسید:

به نظر شما وزن این لیوان چقدر است ؟

شاگردان جواب دادند

50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم

استاد گفت :

من هم بدون وزن کردن ، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست . اما سوال من این است : اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی خواهد افتاد ؟

شاگردان گفتند : هیچ اتفاقی نمی افتد . 

استاد پرسید :

خوب ، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم ، چه اتفاقی می افتد ؟

یکی از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد میگیرد.

حق با توست . حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه ؟
شاگرد دیگری جسارتا“ گفت : دست تان بی حس می شود .
عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند . و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت : خیلی خوب است . ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است ؟

شاگردان جواب دادند : نه

پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود ؟

درعوض من چه باید بکنم ؟

شاگردان گیج شدند . یکی از آنها گفت : لیوان را زمین بگذارید.

استاد گفت : دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است .

اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید .

اشکالی ندارد . اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید ، به درد  خواهند آمد .

اگر بیشتر از آن نگه شان دارید ، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام کاری نخواهید بود.

فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است . اما مهم تر آن است  که درپایان هر روز و پیش از خواب ، آنها را زمین بگذارید.
که درپایان هر روز و پیش از خواب ، آنها را زمین بگذارید.
به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند ،
هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید ، برآیید!
 

دوست من ، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذاری .

زندگی همین است! 


نوشته شده توسط : محمد

بدون هیچ دلیلی

دوشنبه 21 مرداد 1387   11:08 ق.ظ


نوع مطلب : داستان های پندآموز ،

یک روز سخت و پرکار،

یک روز خسته کننده و غم انگیز،

یک روز که از همه چیز و همه کس بیزار هستید،

یک جفت چشم شاد،

یک صورت گشاده،

و یک لبخند دلنشین!

« من شما را نمی شناسم، شما هم مرا نمی شناسی! ... اما این اصلاً اهمیتی ندارد. این برای شماست...!»

با بهترین آرزوها

مگر می شود؟! ...

بدون هیچ دلیل؟

بدون هیچ چشمداشت؟!

یادمان باشد ...

همیشه شیرین ترین و دلچسب ترین هدیه ها و ابراز محبت ها زمانی است که غافلگیرانه باشند، هیچ دلیل خاصی نداشته باشند، درپاسخ به هیچ کاری نباشند و مطمئن باشید که از فرد مقابل انتظار هیچ نوع جبرانی نمی رود!

اگر با این حرف موافقید،
شما هم بدون هیچ دلیل خاصی
شادی را به قلب هر کس که می خواهید هدیه کنید.


نوشته شده توسط : محمد